ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
85
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كيخسرو شتابان در پى افراسياب تاخت و افراسياب نيز همچنان از شهرى به شهرى مىگريخت تا به آذربايجان رسيد و خود را پنهان كرد . ولى بر او دست يافتند و او را پيش كيخسرو بردند . كيخسرو او را به نزد خود فرا خواند و دربارهء پيمان شكنى و خيانتى كه در حق پدر وى ، سياوش ، روا داشته بود به پرسش پرداخت . افراسياب براى كار ناجوانمردانه خود دليل و عذرى نداشت . از اين رو كيخسرو دستور داد تا او را بكشند . بنابر اين او را كشتند همچنان كه او سياوش را كشته بود . كيخسرو سپس از آذربايجان پيروزمند و شادمان بازگشت . پس از كشته شدن افراسياب ، پادشاه توران زمين ، برادرش ، كىسواسف ، به پادشاهى رسيد . بعد از مرگ او نيز پسرش جرزاسف ( يا : بهراسب ) پادشاه شد كه مردى ستمگر و تباهكار بود . كيخسرو همين كه از خونخواهى پدر خويش آسوده شد و در پادشاهى خود استوارى يافت ، از جهان كناره گرفت و به پرهيزگارى و پارسائى پرداخت . ياران و كسان وى كوشيدند تا او را دوباره به پادشاهى و كشور دارى برانگيزند ولى او نشنيد و بدين كار تن در نداد . به دو گفتند : « پس كسى را جانشين خود كن تا بعد از تو به فرمانروائى برخيزد . » كيخسرو نيز لهراسب را جانشين خود ساخت . آنگاه از